زمزمه هاي آسماني

خداوندا !
اي پناه تبعيديان ! گريزگاه گريزندگان ! مأمن پناهندگان ! مأواي سالکان !
اي اميد محرومان و رانده‏شدگان! اي منجي به هلاک افتادگان و پاي در گل ماندگان !
اي نگاهدارنده‏ بينوايان ! اي چراغ در راه ماندگان ! اي دستگيرنده‏ از فقر بر زمين افتادگان ! و اي شنواي ناله فرياد در گلو ماندگان !
اي دست گيرنده  دست از جان شستگان ! اي سر فراآورنده از تنها و آخرين در اميد بيچارگان !
اي گنج مخفي مستمندان ! اي يکتاي دوتا شدگان ! اي بند زننده‏ کاسه دل درخودشکستگان ! اي مرهم زخم خوردگان ! اي ملجأ پي خستگان ! اي پشتيبان مستضعفان ! اي پناه وحشت‏زدگان ! اي فريادرس اندوهگينان ! و اي قلعه آوارگان !
اگر پناهنده به درگاه عز تو نشوم ، به کجا پناهنده شوم ؟ مطمئن‏تر از قلعه قدرت تو کجاست ؟
کجا پنهان شوم امن‏ تر از سايه مهابت تو ؟

ادامه نوشته

چرا ملا نصرالدين ازدواج نكرد ؟؟

 

ادامه نوشته